سلام نخستين به هزاران مي ارزد. هر كه را كه سلامت كرد، تازه رويانه سلام كن.


سلام دوستان عزیز و گلم!
میدونم این پست هم طولانی و طاقت فرساست. اما توصیه میکنم حتما این اخرین پست من را منت نهاده و بخونید، خصوصا متاهل ها . از توجه شما بی نهایت ممنونم. از نازنین عزیز بخاطر بروزرسانی این پست و از همدرد عزیز بخاطر ارسال دو عکس زیباش بی نهایت ممنون و سپاسگزارم.

چه موقع کمکی از شما ساخته نیست؟
در هر رابطه ای لحظه ای فرا میرسد که می خواهید تلاش کنید ، صبورتر باشید و به نامزد یا همسرتان احساس امنیت کافی بدهید، تا روی پیشرفت خود کار کند اما متاسفانه در برخی روابط، دیگر زمانی فرا میرسد که می بایست پیش خودتان اعتراف کنید ، همسر یا نامزدتان نمی خواهد تغییر کند. با این که شما مایلید و تلاش می کنید تا خود را تغییر دهید ، اما تلاش های شما بی نتیجه و بیهوده خواهد بود.
شاید گاهی وقتها برایتان پیش امده است که حتی زمانی که بحد کافی به نامزد / همسر خود عشق می ورزید، انتظار دارید او نیز این مقدار عشق را بشما انعکاس دهد، ولی در واقع چنین نمی شود. بعضی اوقات، مردها کمی ا لحاظ عاطفی و احساسی بازتر و پذیراتر هستند اما نه به اندازه ای که برای موفقیت و التیام در رابطه کافی باشد. گاهی وقتها ، این فرایند بسیار طول میکشد و دران موقع شما چنان عصبانی هستید که عشق انها دیگر حتی بدردتان نمی خورد.
در بعضی از میل هایی که در این چند ماه اخیر دریافت کردم، متاسفانه راهکردها، توصیه ها، راهنمایی ها و کمک های من در حد مطلوب و ایده ال نتیجه بخش و موثر واقع نشد تنها به این دلیل که تغییر و تحول و تلاش یک طرفه بود. بدین معنی که مثلا تنها خود او توصیه ها و راهکردهای پیشنهادی را انجام میداد و همسرش از چنین تلاش یا توصیه هایی بی بهره بود.
تنها به یک شرط می توان به مردی کمک کرد تا از لحاظ احساسی و عاطفی بازتر شود که او نیز مایل باشد به خودش کمک کند. او نیز همسو و همگام با همسرش تغییر کند و برای التیام و بهبود رابطه خود، هماهنگ و هم جهت با سرعتی یکسان با همسرش تلاش کند.
یکی از بزرگترین اشتباه های زن ها این است که بدون ان که به اطلاع نامزد یا همسر شان برسانند، برای رابطه خودشان دستور جلسه ی صادر می کنند و یک تنه برای اجرای ان دست و پا می زنند.
البته که عشق می تواند روی زندگی یک مرد تاثیر بگذارد و حمایت، امنیت و شوق و جراتی را که به ان نیاز دارید تا با دنیای درونی احساساتش روبرو شود را به او بدهد، اما تمام تلاش ها، صحبت ها، اشک ها و گریه هایتان هرگز موثر واقع نخواهد شد مگر انکه او ( همسر شما) نیز نسبت به رشد شخصی و پیشرفت و موفقیت خودش متعهد باشد و می بایست که خودش نیز بخواهد، تنها در این صورت است که می توانید کمکش کنید و با تلاش یکدیگر رابطه خود را بهبود و التیام بخشید.
باید از همسر خود بپرسید که ایا او نیز همانند شما مایل است و میخواهد که تغییر کند و برای التیام و بهبود رابطه تان تلاش نماید یا نه؟
چه موقع کمکی از شما ساخته نیست؟
۱-بیش از ان چه او بخود عشق می ورزد، شما به او عشق می ورزید.
۲-رفتار، نگرش و برخورد نامزد یا همسرتان به زندگی برخوردی است منفی و از روی عجز و درماندگی
۳-دیگران را بخاطر مشکلاتش سرزنش می کند و از پذیرفتن مسئولیت نقشی که خود در این زمینه داشته، سرباز می زند.
۴-اعتیادهای مخربی دارد که از رویارویی با انها و ترکشان سرباز می زند( نظیر مواد مخدر، الکل، قمار و ...)
۵-به طرزی مزمن معتاد به کنترل دیگران است و سر همه موارد با شما یک نبرد قدرت راه می اندازد.
۶-بواسطه وقایع گذشته زندگیش، احساس گناه دارد و از اعتماد به نفس چندانی برخوردار نیست.
۷-مدام بخاطر رفتارها و برخوردهایش عذر و بهانه می اورد ، یا فقط میگوید: " من همینم که هستم. "
۸-از دریافت مشاوره یا کمک حرفه ای( مشاوره، روانکاری، کتاب خواندن و ...) برای خود و یا رابطه اش امتناع می ورزد.
۹-بشما میگوید که نمیخواهد تغییر کند.
بیاد داشته باشید که موارد فوق نشانه های هشدار دهنده ای هستند ، هرگز انها را نادیده نگیرید. با همسرتان در رابطه با ترس هایتان صحبت کنید و این ترس ها را جدی بگیرید. و بیاد داشته باشید : " بمنظور ان که رابطه ای موفق باشد، به دو انسان متعهد نیاز است، نه یکی ".

بشما زنان توصیه میشود این 6 اشتباه بزرگ را در رابطه با نامزد / همسرتان مرتکب نشوید:
۱-در حق مردان مادری کرده و با انان مانند بچه رفتار می کنید:
هنگامیکه با یک مرد مانند پسر کوچکی رفتار می کنید، او نیز شما را مایوس نکرده و مانند بچه ای کوچک با شما رفتار خواهد کرد. هنگامیکه انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشید او نیز ناتوان، در مانده و ضعیف می نماید.
زنان چگونه در حق مردان مادری می کنند:
در حق انها زیاده از حد مفید واقع شدن و انجام دادن کارهایی که می بایست خودشان انجام دهند. مثلا: به دنبال کلیدش می گردید، کراواتش را درست می کنید، لباسهایش را شما انتخاب می کنید و ...
به این دلیل در حق مردان خود مادری می کنید تا انها را بخود وابسته سازید، وقتی سخت تلاش می کنید تا کلیه نیازهای شوهران خود را براورده کنید، او را شدیدا بخود وابسته می کنید.
مادری کردن باعث منزجر شدن مرد و طغیان کردن او خواهد شد. این کار به مرد احساس ناتوانی و بی لیاقتی خواهد بخشید و در نتیجه اعتماد به نفس او پایین امده و رفتارش بپگانه می شود. مادری کردن، عشق ، حرارت و شور حال رابطه شما را به مرور زمان خواهد کشت.
از انجام کارهایی که همسرتان خود می تواند انجام دهد، پرهیز کنید. با همسرتان بمانند فردی لایق، دانا، توانا و قابل اعتماد رفتار کنید. اطلاعاتی که خودش می بایست بخاطر داشته باشد، به او یاداوری نکنید.
انگونه که مادرها با بچه هایشان صحبت می کنند، با او صحبت نکنید. مسئولیت هایی که دوست دارید به عهده بگیرد به او واگذار کنید.
۲-زنان خود و ارزش هایشان را زیر پا گذاشته و در مقایسه با مردان ، خود را در مقام دوم قرار می دهند:

علاقه ها، عادت ها و فعالیت های شخصی خود را زیر پا نگذارید.

رابطه خود را با ان دسته از دوستان(خوب) و فامیل هایی که مورد علاقه همسرتان نیست، قطع نکنید.

از لحاظ احساسی بوقلمون صفت نشوید و به هر رنگی که نامزد یا همسرتان بخواهد، در نیایید.

برای اینکه رویاها ی مورد علاقه تان را تحقق بخشید، رویاهای خود را بکلی فراموش نکنید.

وقتی که شخصیت خود را برای این که بیشتر دوست داشته شوید و مورد توجه قرار بگیرید، زیر پا می گذارید، نتیجه این خواهد شد که خودتان را کمتر دوست خواهید داشت.

هرگاه یکی از علایق، دلخوشی ها، دوستان و یا رویاهای خود را به امید جلب توجه و دریافت محبت و عشق مردی زیر پا می گذارید، بخشی از وجود و شخصیت خود را از دست می دهید. هر چه بیشتر فدا کنید، کمتر از شما چیزی بجا میماند تا جاییکه یک روز هوشیار می شوید که احساس می کنید از درون تهی شده اید و چیزی از وجود واقعیتان باقی نمانده است و تمامی ان چه که بودید را دور انداخته اید تا شخص دیگری باشید.

این از دست دادن خود، در اکثر موارد با خشم و افسردگی توام خواهد بود، بطوریکه انزجار زیادی را نسبت به خود و ان چه که مرتکب شده اید، احساس خواهید کرد و متعاقب ان احترام شخصی و اعتماد به نفستان را نیز بکلی از دست خواهید داد و نسبت به مردی که بخاطر او همه این کارها را کرده اید نیز انزجار و تنفر و عصبانیت زیادی در خود احساس خواهید نمود. مهم تر از همه، این که ممکن است در مقابل این همه فداکاری که کرده اید، انچنان که شما می خواستید و انتظار داشتید، دوستتان نداشته باشند و مورد توجه او قرار نگیرید.
۳-زنها عاشق توانایی های یک مرد می شوند:
- زنان به ماموریت نجات روحی می روند و مردهایی را می یابند که مایل نیستند بخود کمک کنند، اما سعی می کنید به انها کمک کنید.
- مردهایی را می یابید که دوستتان ندارند و یا با شما خوش رفتار نیستند، اما همچنان به رابطه با انها ادامه می دهید.
حقیقت این است که اگر مردی بقدر کافی خودش دوست داشته باشد، حتما تغییر خواهد کرد. زنهایی که عاشق پتانسیل های یک مرد می شوند، اغلب اعتماد به نفس چندانی ندارند و احساس خوبی نسبت بخود ندارند.
داشتن رابطه سالم با یک مرد به معنای عشق ورزیدن به کسی است که در زمان حال می باشد، نه عشق ورزیدن به کسی که در اینده به ان تبدیل خواهد شد.
مردی را پیدا کنید که مسئولیت سر و سامان دادن به زندگیش را خودش بعهده بگیرد. اشکالی ندارد به همسرتان در تغییراتی که مایل به انجام است، کمک کنید. هنگامیکه دو نفر یکدیگر را دوست دارند، توانایی بالقوه انها به بالفعل تبدیل می شوند، اما نکته ای که در این جا حائز اهمیت است، این است که حتما بمانند یک تیم کار کنید و مردتان نیز بهمان اندازه شما متعهد به کار کردن بر روی خود و رشد شخصیتش باشد.

۴-زنان استعدادها و توانایی های خود را دست کم گرفته و یا گاهی اوقات انها را مخفی می کنند:
راجع به خودتان با کلمات تحقیر امیز صحبت کرده و خودتان را بخاطر کوچک ترین اشتباهی که مرتکب شده اید، پایین می اورید. طوری رفتار می کنید که گویی خودتان را دوست ندارید.
استعداد و توانایی هایتان را از مردان زندگیتان پنهان می کنید به این دلیل که تصور می کنید با این کار انها شما را بیشتر دوست خواهند داشت یا اینکه در نظر دیگران خیلی مغرور جلوه می کنید.
پنهان کردن توانایی ها و استعدادهای شما، عشق و شور و حرارت رابطه تان را می کشد. مردها بیشتر به سمت توانایی ها و استعدادها جذب می شوند و ضعف و عدم توانایی، انها را سرد میکند. چرا که خود اموزش دیده اند که باید لایق، توانا، و با استعداد باشند و چنانچه همین خصایص را در شخص دیگری ببیند، جذب او خواهد شد.
یکی از دلایل عمده ای که باعث روابط مخفیانه و یا خیانت زن و مرد بیکدیگر می شود همین مسئله می باشد. وقتی در زندگی بین زن و شوهری بنا به هر دلیلی خلاء ای بوجود می اید، او سعی میکند این خلاء را در جای دیگر و با کس دیگری پر کند. مثلا وقتی زنی از لحاظ جنسی ارضاء نمیشود و یا مورد بی توجهی مرد خود قرار میگیرد، او بتدریج سعی میکند تا این خلاء را با برقراری رابطه نامشروع با دیگری پر کند. در بعضی از میل هایی که دریافت نمودم این موضوع کاملا مشهود بود.
هنگامی که عادت دارید استعدادهای خود را از نامزد یا همسر خود پنهان کنید، در نهایت ان استعدادها را از خودتان نیز پنهان خواهید کرد: " از دل برود هر ان که از دیده برفت. "
۵-زنان از موضع ضعف برخورد می کنند:
به این امید که بیشتر دوست داشته شوید خود را قربانی می کنید. احترام شخصی، عزت نفس و هم چنین اعتماد به نفستان را فدا می کنید تنها به این امید که مردی شما را دوست داشته باشد.
عزت نفس خود را همواره حفظ کنید. هرگاه از موضع ضعف با نامزد یا همسرتان برخورد می کنید، به او اجازه می دهید تا رفتاری محترمانه با شما نداشته باشد و در این حالت است که احترام شخصی و عشق بخودتان را نیز از دست می دهید.
این موضوع چرخه ای معیوب را سبب می شود و معمولا چنین بکار می افتد که به یک مرد اجازه می دهید با شما بدرفتاری کند، شاید با اسم ها و لقب های نامناسب صدایتان می زند. هنگامیکه ناراحت هستید، توجه چندانی بشما نمی کند و سعی در خوشحال کردنتان ندارد. هر گاه بخواهید راجع بخود حرف بزنید، مانند یک کودک عصبانی برخورد میکند و به طریقی برای احساسات شما اهمیتی قائل نیست و نیز شما از خودتان دفاع نمی کنید. این باعث می شود عصبانی و افسرده شده و خود را دوست نداشته باشید. هر گاه احساس خوبی نسبت به بخودتان ندارید ، اعتماد به نفستان کاهش پیدا کرده و وقتی اعتماد بنفستان پایین باشد، بار دیگر که مرد دیگری با شما بدرفتاری میکند، جرات و شهامت کمتری دارید و نمی توانید از خودتان دفاع کنید و این چرخه معیوب همین طور تکرار می شود و رابطه و زندگی شما را مختل و نابود میکند.
تنها یک راه وجود دارد و ان این است که از این چرخه معیوب خارج شوید، برخیزید و عزت نفس خود را حفظ کنید و اجازه ندهید با شما با عشق و احترام کمتر از انچه استحقاقش را دارید، رفتار شود.
به مردان زندگیتان بخاطر بد رفتاری که با شما دارند، جایزه ندهید. این اشتباه بسیار بزرگی است و باعث از هم پاشیده شدن روابط شما میشود.
مردی را که بتازگی با شما بدرفتاری کرده و کلمات ناشایستی را در مورد شما بکار می برد، در آغوش گرفته و می بوسید. هنگامیکه سرتان فریاد می زنند، چیزی نمی گویید و بخاطر این که عصبانی شده اند از انها عذرخواهی می کنید، شب با کسی همبستر می شوید که چند ساعت و یا چند لحظه پیش ، مثل اشغال با شما رفتار کرده بدون انکه کوچک ترین عذرخواهی کرده باشد. شما مردی را که احساساتتان را جریحه دار کرده، تر و خشک می کنید تا که به او نشان دهید چقدر دوستش دارید!
در اینگونه مواقع چه پیامی به مرد زندگیتان میدهید؟
این پیام را می فرستید که هر طور که بخواهی می توانی با من رفتار کنی، اما من همچنان دوستت خواهم داشت!!.
توصیه این نیست که در چنین مواردی، روزنامه ای یا دمپایی را بدست بگیرید و بصورتش بکوبید بلکه این است که اگر به مرد زندگیتان بخاطر بدرفتاریهایش جایزه بدهید و بی تفاوت باشید، در واقع به او این اموزش را می دهید که می تواند به این رفتار بد خود ادامه بدهد.
توصیه این است بجای این که اینگونه بی تفاوت باشید ، باید بهنگام بروز مشکل و اختلاف از خود واکنش نشان دهید بدین معنی که با او در این باره صحبت کنید و بسادگی خود را قربانی نکنید. وقتی نسبت به بدرفتاریها و اختلافات و مشکلات زندگی بی تفاوت باشیم و یا تسلیم شویم، این به عادت تبدیل می شود و وقتی بر روی هم تلنبار و انباشته شدند، انگاه دیگر بسختی می شود برای بهبود و حل و فصل انها اقدام مثبتی نمود.
زمانی که رفتار نامزد یا همسرتان با شما غیر قابل تحمل است، احساسات منفی خود را با او در میان بگذارید و صبر کنید، جوابی بشنوید تا نشان دهنده این باشد که احساساتتان را درک کرده و بخاطر رفتار بدش پشیمان شده است. راههایی بیابید که هر دوی شما بتوانید با عقل و منطق و اهمیت و احترام متقابل برای احساسات یکدیگر، از بروز چنین موقعیت های مشابهی در اینده جلوگیری کنید. انگاه یکدیگر را ببوسید و آشتی کنید. از زمینه هایی که در رباطه با نامزد / همسرتان و دیگران از موضع ضعف برخورد می کنید ، لیستی تهیه کنید، همچنین رفتارهایی که صحیح و سالم هستند و رفتارهایی که دیگر هرگز نباید در رابطه با همسرتان به انها مبادرت ورزید، نیز لیستی تهیه کنید و عزت نفس خود را حفظ کنید.
بخاطر داشته باشید: از موضع ضعف برخورد نکردن با مردان، به این معنا نیست که نسبت به انها سلطه جو باشید و سعی کنید انها را کنترل کنید و تحت نفوذ خود دراورید، بلکه بدیم معنی است که با خودتان رفتاری از سر عشق و توام با احترام داشته باشید و بدین وسیله مردتان را وادار کنید او نیز با شما چنین رفتاری داشته باشد.
۶-زنان هنگامیکه نیازهایشان را از مردان مطالبه می کنند، مانند دختر بچه ها رفتار می کنند:
شما زنها بهنگام ناراحتی و عصبانیت طوری رفتار می کنید که گویی رنجیده هستید. ایا بهنگام عصبانیت گریه می کنید؟ ایا به جای اینکه به همسرتان بگویید رفتارش احمقانه و بد بوده است، عصبانی هستید و لب و لوچه تان را اویزان می کنید؟
این که گویی نمی دانید چه می خواهید و احساس واقعی شما چیست و اینکه نمی دانید چه باید بکنید و خودتان را از لحاظ روحی عاجز و درمانده نشان می دهید تا شاید مردی پیدا شود و شما را نجات دهد، از بدترین عادات زنانه است.
زنان گیجی و سردرگمی را بعنوان سرپوش و استتار احساسات و عواطف بزرگتر و ناخوشایندی نظیر خشم، انزجار، گناه، رنجش و ترس بکار می برند. زن در این هنگام خودش را به گیجی می زند زیرا دیگر مجبور نخواهد بود هیچ تصمیمی بگیرد و یا مسئولیت و سرانجام زندگیش را بپذیرد.
رفتار بچگانه داشتن باعث می شود مرد زندگیتان برای شما احترام قائل نشود. در این هنگام انها احساس برتری و رئیس بودن می کنند و به این روش معتاد خواهند شد و باعث انزجار انها می شود .
شما با مردان خود طوری رفتار می کنید که گویی پدرتان است. البته هیچ اشکالی ندارد گاهی اوقات به مردی که دوستتان دارد و به شما عشق می ورزد، اجازه دهیم بطریقی پدرانه از ما مواظبت کند، اما اگر اغلب اوقات بمانند پدرتان با همسرتان رفتار کنید، رابطه شما یقینا دچار مشکل خواهد شد.
با مرد زندگیتان با صدای توام با گریه صحبت نکنید و مانند دختر بچه ها با او حرف نزنید. صدای قوی و زنانه داشته باشید. اغتشاش و سردرگمی در زندگیتان ایجاد نکنید تا این که مردی به کمکتان بشتابد و نجاتتان دهد.
زنها با زبانی با مردها صحبت می کنند که گویی یک کلمه از ان را هم نمی فهمند. گاهی اوقات درخواست انها واضح و روشن نیست و گنگ و مبهم هستند. دو زن می توانند براحتی بنشینند و بگویند: " بیا با هم حرف بزنیم. " و اصلا ناراحت نمی شوند اگر ندانند راجع به چه موضوعی میخواهند صحبت کنند یا که هدف از صحبت چیست. انها از فرایند ابراز کردن خودشان لذت می برند، اما از نظر بسیاری از مردها، این فقدان ساختار بسیار نگران کننده و آزاردهنده می باشد.
ممکن است همسرتان علاقه ای به تعقیب این نوع گفتگوها از خودشان نشان ندهند، ممکن است در مقابل صحبت کردن با شما، از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است درتلاش برای منصرف کردن شما از ادامه مکالمه با شما مشاجره کند؛ این امکان وجود دارد که صحبت کردن با شما را مرتبا بتعویق بیاندازد.
هنگامیکه میخواهید با نامزد یا همسرتان به صحبت بنشینید، به او خط بدهید و بگویید : می خواهید راجع به چه موضوعی با او صحبت کنید، به چه نتیجه ای برسید و این که چه انتظاری از او دارید.
در مورد مشکلات و اختلافاتی که دارید، صادقانه و بیدون ترس با او صحبت و گفتگو کنید و به او بگویید که از این راه می توانید احساس امنیت بیشتری داشته باشید، نقاط ضعف و قوت یکدیگر را ارزیابی کنید و درک کنید که در مورد چه زمینه هایی نیاز به تلاش بیشتری دارید. وقتی مرد شما موضوع مکالمه و صحبت شما را به وضوح بداند، یقین داشته باشید که احساس آرامش بیشتری خواهد داشت.
از خط دادن و صحبت با همسر خود بعنوان روشی برای مطالبه خواسته های خود استفاده نکنید، رک و راست و صادقانه صحبت کنید. یکی از عادات بد زنها این است که رک و راست و صادقانه با همسر خود صحبت نمی کنند. در پرده ابهام صحبت کردن و او را امتحان کردن روش درستی نیست.
مردها ترجیح میدهند هنگامی خود را ابراز کنند که پاسخ و یا راه حل را از قبل بدانند. با صدای بلند با مرد زندگی خود صحبت نکنید و با صدای بلند فکر نکنید.
گاهی اوقات حاشیه رفتن و طولانی تر کردن کلام مردان را خسته می کند. زمان ابراز احساسات و خواسته های خود ف اصل مطلب را بگویید و بیان کنید. یکی دیگر از عادات بد زنها نق نقو بودن انهاست و عادت دارند مرتبا گلایه و شکایت کنند و حتی برای جزیی ترین مسایل و چیزها مرتبا نق بزنند. نق زدن باعث خشم و عصبانیت و بی حوصلگی مرد میشود. بعضی از زنها بخاطر عادت به نق زدن مرتبا در عرض چند دقیقه روی یک مسئله ولو ناچیز و بی ارزش بارها تاکید می کنند و همین جور ان را بر زبان میاورند.
هنگامیکه راجع به مشکلی با همسرتان صحبت می کنید ، به او وقت دهید تا به راه حلی برسد. عجول بودن کارها را برهم میزند و اوضاع را اشفته تر میکند. فراموش نکنید که زنها با مردها از لحاظ روحی و عاطفی و طی ساختارهای فیزیکی و فکری کاملا متفاوت هستند. زنها معمولا احساسی هستند در صورتیکه مردها کمتر از خود احساسات بروز می دهند. اغلب مردها چنین شرطی شده اند که در سر خود باشند نه در قلبشان.

مردها تبحٌر و مهارت چندانی در ابراز احساسات خود ندارند. زنها این عادت و نااشنایی مردان نسبت به احساسات و عواطف را به غلط به حساب لجبازی و مقاومت انها میگذارند و بخاطر بی احساس بودنشان انها را سرزنش می کنند. مردها نیز درست اندازه زنها و حتی در برخی موارد بسیار نیز احساسی تر هستند اما انها بسادگی زنها به احساسات خود دسترسی و تماس ندارند. بنابراین چنین بنظر میرسد که احساس ندارند و تهی از احساس هستند.
زنها از مردان انتظار دارند با همان سرعت خود با احساسات تماس برقرار کنند. ناطق بودن مردها از لحاظ فکری دال بر این نیست که به لحاظ احساسی نیز گویا و ناطق باشند.
احساسات خود را بیکباره بر سر نامزد یا همسر خود نریزید و او را تحت فشار قرار ندهید، تا سریعا به شما پاسخ بگویند. اندکی زمان بدهید، صبورتر باشید و واضح تر صحبت کنید.
هنگامیکه نامزد یا همسرتان به سختی احساساتش را ابراز کرده یا بسختی به احساسات شما گوش فرا میدهد ، او را در سکوت و آرامش در اغوش بگیرید، نوازش دهید تا بتواند از سر خود بیرون امده و به دل و احساسات خود رجوع کند.
همیشه شنونده خوبی برای همسرتان باشید و صحبت های او را قطع نکنید. انها نیاز دارند به هنگام صحبت تمرکز داشته باشند تا بتوانند به احساسات خود دسترسی و تماس داشته باشند.
قبلا در پست های قبلی درباره لایه های احساسی بهنگام ناراحتی صحبت کردیم. همانگونه که قبلا اشاره شد، هر احساسی از 6 لایه تشکیل شده است:
- خشم، سرزنش و انزجار
- رنجش، غم و یاس
- ترس، نگرانی و ناامنی
- تاسف، درک و مسئولیت
- هدف، راه حل و آرزوها
- عشق، تحسین و بخشش
خشم، سرزنش و انزجار اولین لایه را تشکیل میدهد. هنگامیکه احساس می کنیم مورد حمله قرار گرفته ایم یا دوستمان ندارند، زیر این لایه، احساسات رنجش، غم و یاس خوابیده اند که اسیب پذیر هستند. در زیر این لایه نیز احساسات اسیب پذیرتری مانند ترس، نگرانی و ناامنی وجود دارند. همین که از این احساسات شدید عبور کردید و به لایه های زیرین نزدیک شدید، بهتر میتوانید با تاسف خود تماس برقرار کرده و مسئولیت درک حقیقت محض را در رابطه با اتقاقی که افتاده است، بعهده بگیرید. در اینجاست که با نیات و خواسته های خود ، بمنظور تغییر واقعی ، تماس برقرار می کنید. در زیر خشم، رنجش ، ترس، پشیمانی، ندامت و عشق خوابیده است.
بی صبیری زنان بهنگام شنونده بودن یکی از بزرگترین اشتباهات انهاست. برای یک مرد بدتر و ناراحت کننده تر از این نیست که او را درک نکنند. وقتی همسر خود را درک می کنید ، او احترام بیشتری برای احساسات شما قائل خواهد شد.

بسیاری از زنها در تلاش به منظور تعییر مرد زندگیشان ، اغلب فراموش می کنند که خود چگونه باید تغییر کنند. این یکی از مخرب ترین و پنهان ترین راه هایی است که زنها را مدام ضعیف و ضعیف تر میکند. انها در این گونه مواقعف فرایند رشد شخصی خود را فراموش می کنند و لذا از کشف روح مونث و فوق العاده ای که در یک یک انها وجود دارد، غافل می مانند. زنها باید بیاموزند که چگونه زنانی قدرتمند باشند و در برابر مشکلات و سختی های زندگی صبور باشند و اقدامی مثبت انجام دهند. زنی که خود را در برابر مشکلات و اختلافات زندگی ضعیف و ناتوان و بی اراده می پندارد ، یقینا اسیب های جبران ناپذیری را محتمل خوهد شد و این امر باعث بی توجهی و دلسردی او به ادامه زندگی با همسرش میشود و چه بسا که بمنظور پر کردن خلاء های زندگی و سیراب کردن عقده های روحی و روانی خود روابط نامشروعی را با دیگر مردان داشته باشد. روابط نامشروع و خیانت نه تنها دردی از درهای او را درمان نخواهد کرد بلکه او را بیشتر و بیشتر به انزوا و نابودی سوق میدهد. ناامید شدن و ضعیف و بی اراده بدون نسبت به حل مسایل زندگی خطر بزرگی برای هم زن و هم مرد خواهد بود و این موضوع را من خود در بعضی از میل هایی که دریافت کردمف بوضوح مشاهده نمودم.
چگونه زنی قدرتمند باشیم؟
تمامی توصیه ها و راهکردهایی که در طول این چند پست اخیر مشاهده نمودید، یا از طریق روانشناس و یا کتابهای روانشناسی مشاهده نموده اید، مو به مو همراه با همسر خود اجرا کنید.
لیستی از تمام اشتباهات ارتباطی که مرتکب میشوید و نیز دفترچه ای از قوانین ارتباطی تهیه کنید. اندکی بنشینید و به تمامی روابطی که تا کنون با مرد زندگیتان و دیگران داشته ایدف فکر کنید. چه در زندگی شخصی و چه در زندگی شغلی و حرفه ای خود. تمامی این اشتباهات را بر اساس درک جدیدی که تابحال از طریق این وبلاگ، مشاوره یا کتابهای روانشناسی بدست اورده اید، بنویسید و ارزیابی کنید.

دفترچه قوانین ارتباطی شما عبارتند از:
قانون شماره 1: هرگاه متوجه شدم با زیاد از خودم حرف زدن و کمتر سوال کردن، سعی دارم او را تحت تاثیر قرار دهم، دست از این کار برداشته و در عوض به این فکر میکنم که ایا او می تواند، نامزد یا همسر مناسبی برایم باشد یا نه؟ ( قبل از شروع به جلب علاقه او، به این می اندیشم که برایم مناسب است یا نه).
قانون شماره 2: به محض اگاهی از احساسات منفی در خود، انها را با همسرم بازگو کرده و اجازه نمیدهم که این احساسات در من انباشته و تلنبار شوند.
قانون شماره 3: با نگاه به این واقعیت که چگونه خود در ناکامی های روابط گذشته ام نیز سهیم بوده ام، سعی میکنم تا احساسات منفی خود را التیام بخشم و در این باره به گونه ای با نامزد / هسرمصحبت نکنم که گویی من یک " قربانی " بوده ام و او یک " زجردهنده ".
قانون شماره 4 : هرگاه می رنجم یا احساساتم جریحه دار می شوند، به جای انکه اخم کنم و لبو لوچه ام را اویزان، یا با او تسویه حساب کنم، یا طوری وانمود کنم که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است، یا مثل دختر بچه ها رفتار کنم، به او بگویم که چه احساسی دارم.
قانون شماره 5 : هنگامیکه متوجه می شوم مشغول پرکردن جاهای خالی بوده ام، سریعا از این کار دست کشیده و از خودم می پرسم، ایا او نیز به همان اندازه من تلاش کرده یا خیر؟ چنان چه او نیز تلاش کافی نکرده بود، بجای انکه اوضاع را بتنهایی اصلاح نمایم، خواسته هایم را مطالبه می کنم.
قانون شماره 6 : هرگاه متوجه شدم بی ان که از من خواسته باشد، مشغول نصیحت کردن و راه حل نشان دادن هستم و مثل پسر بپه ها رفتار میکنم، از این کار دست کشیده، نفس عمیقی می کشم و اجازه می دهم خودش مسایلش را حل کند، مگر ان که از من کمک بخواهد.
یک دوست خوب و واقعی بیابید. یک دوست قوی که در طول فرایند تحول و رشد شخصی شما شریک و همراهتان باشد. با کمک و راهنمایی یکدیگر در حل و فصل مسایل زندگی می توانید به ارامش بیشتری دست پیدا کنید.
عزت نفس خود را حفظ کنید. شاید حفظ عزت نفس برای شما می تواند به این معنا باشد که به زندگی با کسی که از لحاظ جنسی بشما پایبند نیست، خاتمه دهید. شاید برایتان به این معنا باشد که نمی بایست اجازه دهید کسی سرتان داد بزند، یا با شما بد رفتاری کند، شاید به این معنا باشد که دیگر احساساتتان را سرکوب نکنید.




دوستان عزیز خسته نباشید. این پست اخرین پست وبلاگ من بود. از همه شما دوستان و همراهان عزیز و خوبم نهایت لطف و تشکر را دارم. تک تک شما همیشه با نظرات خوب و سازنده و مفیدتان باعث دلگرمی و امید من بودید. امیدوارم در این مدت که با هم بودیم تونسته باشم به سهم خودم ، خدمتی کرده باشم و دوست لایقی برای شما بوده باشم. شاید یه روز، دیر یا زود دوباره برگشتم، ولی تا ان روز همه شما را بخدا می سپارم و لحظات خوب و خوشی توام با دوستی و صمیمیت ، عشق و محبت، تندرستی و شادی و سعادت را برای شما عزیزان ارزو میکنم. شما دوستان خوب رو هیچ وقت فراموش نمیکنم. دل کندن و رفتن خیلی سخته، بغض بد جوری راه گلوم رو گرفته. خاطرات خوب و شیرینی با شما عزیزان سپری کردم. و وبواسطه این وبلاگ دوستان خیلی خوب و دوست داشتنی پیدا کردم که از صمیم قلب دوستشون دارم و همیشه بیادشون هستم. مواظب خودتون باشین.
دوستدار همگی شما: حمید 





معرفی وبلاگ دوستان:
کلبه کوچک من: http://www.ensaniiat.blogfa.com
بیصدا میشکنم: http://www.beesedamishekanam.blogfa.com
سینا: http://www.o30na.blogfa.com
دل: http://www.1166116.blogfa.com
روزبه: http://rsps.blogsky.com
دلتنگی های عسل: http://www.asalakeman.blogfa.com
دزد دلهای خسته: http://www.shabnam7610.blogfa.com
شکنجه شیرین: http://www.shekanjeyeshirin.blogfa.com
ساحل خیال: http://jigool1361.blogfa.com
جهنم: http://pd.blogfa.com

از شما دوستان عزیز دعوت میکنم به وبلاگ دیگرم یعنی کفش
های غمگین عشق نیز تشریف بیارین. با تشکر از توجه و
محبت شما عزیزان.